دختر ایران زمین

پرستویی که به فکر مهاجرت است از ویرانی آشیانه نمی هراسد...

او باید بداند که همه مردم عادل و همه آن ها صادق نیستند. اما به فرزندم بیاموزید که به ازای هر شیاد، انسان های صدیق هم وجود دارند. به او بگویید در ازای هر سیاستمدار خودخواه، رهبر با همتی وجود دارد، به او بیاموزید که در ازای هر دشمن، دوستی هم هست. می دانم که وقت می گیرد؛ اما به او بیاموزید که اگر با کار و زحمت خویش یک دلار کاسبی کند، بهتر از آن است که جایی روی زمین پنج دلار پیدا کند.

به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد و از پیروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه خوردن برحذر دارید. به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یادآور شوید.

اگر می توانید به او نقش مهم کتاب را در زندگی آموزش دهید. به او بگویید تعمق کند، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان، به گل های درون باغچه، به زنبورها که در هوا پرواز می کنند، دقیق شود.

به فرزندم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود اما با تقلب به قبولی نرسد. به او یاد بدهید با ملایم ها؛ ملایم و با گردن کش ها؛ گردن کش باشد. به عقایدش ایمان داشته باشد حتی اگر همه خلاف او حرفی بزنند. به او یاد بدهید که همه حرف ها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می رسد، انتخاب کند. ارزش های زندگی را به فرزندم آموزش دهید.

به او یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند. به او بیاموزید که در اشک ریختن خجالتی وجود ندارد. به او بیاموزید که می تواند برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند اما قیمت گذاری برای دل بی معناست.

به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را برحق می داند، پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد.

در کار تدریس به فرزندم، ملایمت به خرج دهید اما از او یک نازپرورده نسازید. بگذارید او شجاع باشد.

به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد. توقع زیادی است اما ببینید که می توانید چه کار بکنید.

چهارشنبه 2 اسفند1391 | 17:9 | دختر ایران زمین | |

پروردگارا...

به من بیاموز...

دوست بدارم کسانی را که دوستم ندارند...

گریه کنم برای کسانی که هیچگاه غم مرا نخوردند...

لبخند بزنم به کسانی که هرگز تبسمی به صورتم ننواختند...

و عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند...!


پ.ن. 1: سال نو مبارک!

پ.ن. 2: دلم واسه اینجا تنگ شده بود!

پنجشنبه 31 فروردین1391 | 17:17 | دختر ایران زمین | |

از کسانی که از من متنفرند سپاس ، آنها مرا قوی تر می کنند .

از کسانی که مرا دوست دارند ممنونم ، آنها قلب مرا بزرگتر می کنند .

ازکسانی که مرا ترک میکنند متشکرم ، آنها به من می آموزند که هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست .

از کسانی که با من می مانند سپاسگزارم ، آنها به من معنای دوست واقعی را نشان می دهند.


پ.ن: 19 تیر تولد وبلاگم بود....5 ساله شد...

پنجشنبه 13 مرداد1390 | 0:40 | دختر ایران زمین | |

فردی از خدا درخواست نمود تا به او بهشت و جهنم را نشان دهد خداوند پذیرفت. او را وارد اتاقی نمود كه جمعی از مردم در اطراف یك دیگ بزرگ غذا نشسته بودند. همه گرسنه، نا امید و در عذاب بودند. هركدام قاشقی داشت كه به دیگ میرسید ولی دسته قاشقها بلند تر از بازوی آنها بود، به طوریكه نمیتوانستند قاشق را به دهانشان برسانند! عذاب انها وحشتناك بود. آنگاه خداوند گفت: اكنون بهشت را به تو نشان میدهم. او به اتاق دیگری كه درست مانند اولی بود وارد شد. دیگ غذا، جمعی از مردم، همان قاشق های دسته بلند. ولی در آنجا همه شاد و سیر بودند. آن مرد گفت: نمی فهمم؟ چرا مردم در اینجا شادند در حالی كه در اتاق دیگر بدبخت هستند، با آنكه همه چیزشان یكسان است؟
خداوند تبسمی كرد و گفت: خیلی ساده است، در اینجا آنها یاد گرفته اند كه یكدیگر را تغذیه كنند. هر كسی با قاشقش غذا در دهان دیگری میگذارد، چون ایمان دارد كسی هست در دهانش غذایی بگذارد.

چهارشنبه 31 شهریور1389 | 16:23 | دختر ایران زمین | |

بگذار سرنوشت هر راهی را می خواهد برود...

ما راهمان جداست...

این ابر ها تا می توانند ببارند...

ما چترمان خداست...

یکشنبه 31 مرداد1389 | 8:52 | دختر ایران زمین | |

خدا مشتی خاک را گرفت. می خواست لیلی را بسازد، از خود در او دمید. و لیلی پیش از آنکه با خبر شود؛ عاشق شد. سالیانی ست که لیلی عشق می ورزد. لیلی باید عاشق باشد. زیرا خدا در او دمیده است و هر که خدا در او بدمد؛ عاشق می شود. لیلی نام تمام دختران ایران زمین است؛ نام دیگر انسان.

(کتاب: لیلی نام تمام دختران زمین است،  نویسنده: عرفان نظر آهاری)

پ.ن: ببخشید بابت این مدتی که نبودم و نتونستم بهتون سر بزنم.

پ.ن: از همه ی اونایی که توی این مدت بهم سر زدند؛ ممنونم.

پ.ن: توی متن بالا من لیلی رو نام تمام دختران ایران زمین نوشتم ولی در کتاب نوشته نام تمام دختران زمین!

پ.ن: وبلاگم چهار ساله شد!

دختر ایران زمین

شنبه 19 تیر1389 | 8:32 | دختر ایران زمین | |

کاش آسمان حرف کویر را می فهمید و اشک خود را نثار گونه های خشک کویر می کرد.

                                                                                                         دکتر علی شریعتی

یکشنبه 3 آبان1388 | 20:0 | دختر ایران زمین | |

www . night Skin . ir