|
پرستویی که به فکر مهاجرت است از ویرانی آشیانه نمی هراسد...
|
ـ ای بنده ی من آیا واقعا می خواهی که این گونه باشی؟
ـ آری ...آری... با تمام وجودم این را می خواهم...
ـ نسبت به گناهانت چگونه ای؟
ـ پشیمان پشیمانم...
ـ ای بنده ی من، ما توبه ی تو را پذیرفتیم باشد که زین پس رستگار شوی.
ـ خدایا به درستی که تو ارحم الراحمین هستی...
سکوت...........
ـ خدایا... می خواهم پاک باشم همانند روزی که به دنیا آمدم تا زندگی کنم...
ـ می خواهی همچو جوانه ای باشی که تازه سر ز خاک برآورده؟
ـ آری... آری... می خواهم چون او عاری از گناه باشم...
ـ خواسته ی تو پذیرفته است، آیا آماده ای همچو جوانه ی نو رسته پاک شوی؟
ـ آری... آری... آماده ام! آماده ام! آماده ام!

عاطفه:دختر ایران زمین